هنر اجتماعی

وبلاگ

30 مه 2020 99 بازدید
جایگاه هنر

هنر اجتماعی

جایگاه اجتماعی

هنر در جایگاه اجتماعی : به دنبال ترقی علم در دامنه پیشرفت زمان ، بروز انقلابات صنعتی و ندرتا تسلط رو به تزاید انسان بر ماشین و به تبع همه پیشرفت های نامبرده شده ارتقاء سطح کیفی و کمی ارتباطات ، کشف دریاهای دور و نزدیک شدن ملتها ، اقوام نژادها به یکدیگر و تبادل افکار، به مرور زمان پایه های یک تمدن گسترده و بین المللی به خودی خود ریخته شد که اداره چنین جامعه جهانی و فهیم و بیدار با مکانیسم های حکومتی عهد عتیق میسر نمی گردید.

تمدن یاد شده با تولد آزاد اندیشان و متفکران بزرگی مانند منتسکیو ، ولتر ، کانت ، بیکن ژان ژاک روسو ، و دهها متفکر دیگر باعث انقلاباتی در زمینه های انسان شناسی ، هنر ، جامعه شناسی و نظریه های حکومتی شد و دیگر این تفکر که شاه و حکمران سایه خدا و فردی که ماهیتا و ذاتا برتر از همه مردم است به زیر  سئوال رفت و پس از مدتی مضحکه منور الفکران در آمد.

 در راستای جنبش های اجتماعی مزبور کلمه ای به نام دمکراسی در فرهنگ نوین جهانی رایج شد که برای ابد طومار تسلط فرد بر اجتماع را که معمولا با توجیهات فلسفی همراهی می شد را در هم پیچید.

در طول قرنها

  قرن 18 و همچنین فرن 19 میلادی هنگامه بازنگری انسان بر خویشتن و جامعه نگری اوست او دیگر زمین را مرکز جهان نمی داند که ستارگان دیگر برگرد آن در حرکت باشند انسان دیگر حاضر نبود به معادل این خرافه در زمین تن در دهد و بپذیرد زمین معادل پادشاه و ستارگان ما به ازای مردمند که بالاجبار باید دور پادشاه در گردش باشند او پس از فائق آمدن بر بسیاری از اسرار طبیعی خاصه فیزیولوژی انسانی دریافت همان سلولها و دینامیسمی که رفتار پادشاه از جنس در بدن خود او هم به کار گرفته شده و علی رغم افسانه هزاران ساله ، پادشاه از جنس لطیف و او از جنس ضخیم نیست.

متغیرهای اجتماعی

اما در این میان هنر که غالبا رابطه متقابلی با متغیر های اجتماعی داشته و ابلاغ مولفه های ارزشی را در وظیفه خود دانسته است پس از مدتی ارزشهای تازه متولد شده را مورد امعان نظر قرار داد و سعی در انعکاس آنها کرد و آن ارزشها چیزی نبود به جز اجتماع و مردم کوچه و بازار که زمانی هنر برای غیر آنها بود از این پس هنر به جای اتکا به طبقات مرفه و سلاطین به مردم متکی شد و سعی کرد با آفرینش آثاری که آینه تمام نمای مردم و اجتماع باشد از پیکره اجتماع ارتزاق کند بنابراین با چشم انداز فعلی ، هنر سعی کرد عمومی تر بیندیشد و گره ها و خواسته های اجتماعی را مد نظر قرار دهد.

آثار کلاسیک

هنر از این پس به جای آن رفاه و فرحیت شهوت آلود و شکمبارگی فاقد پیام ، سطحی و بدون ریشه که معمولا در آثار کلاسیکی خاصه در سبک های باروک و روکوکو بیشتر آشکار و هویدا است که به جای مبلغ بی دردی پادشاهان و طبقه اشراف چیز دیگری نبود منعکس کننده دردها ، حرمان ها و سختی ها و آرزوهای طبقات مردم شد از این پس هنر از تجمل گرایی و زینت و آرایش صرف به هنر دردآلود مبدل شد و تکان دهنده گردید. گفتنی است این استحاله و دگرگونی ناگهان به وقوع نپبوست و حاصل سالها تجربه هزاران هزار هنرمند است که سعی کردند دیدگاه اسلاف خود ( اندیود آلیسم) را پیشه خود سازند.

ما را در یوتیوب دنبال کنید https://youtu.be/YnWzhQOdUfI

معرفی کتاب هنر و دیوانگی

اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *